به گزارش تحریریه، رسانه خصوصی توتیاو(头条)، متعلق به شرکت فناوری بایتدنس چین، با بررسی پروژه هستهای پکن، مدل حفاظتی «محو کامل هویت دانشمندان» را تنها پادزهر نفوذ و ترور موساد دانست.
📌شوروی «ساروف» را داشت، آمریکا «منطقه ۵۱» و چین «میانیانگ در سیچوان» را؛ اما فقط ایران بود که گفت: «ما را خدا نگه میدارد»
اسرائیل تاکنون چندین بار دست به ترور دانشمندان هستهای ایران زده و در تکتک این دفعات نیز موفق بوده است.
دانشمندان هستهای ایران جزو سرمایههای ملی و بیبدیل این کشور محسوب میشوند؛ خوراک، پوشاک، محل سکونت و رفتوآمد آنها تحت تدابیر شدید امنیتی و حفاظتی است و اطلاعاتشان در زمره فوقمحرمانهترین دادهها قرار دارد، بهطوریکه تنها عده انگشتشماری از مقامات عالیرتبه به آن دسترسی دارند. با این حال، سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل دقیقاً بر این دادهها مسلط بودند؛ از هویت و سمت سازمانی گرفته تا اینکه دقیقاً در کدام ساختمان و کدام اتاق حضور دارند.

در سال ۱۳۸۵، اردشیر حسین پور، دانشمند هستهای ایران، در یکی از مهمترین پایگاههای صنایع نظامی هدف گاز سمی قرار گرفت و کشته شد.
در سال ۱۳۸۸، مسعود علیمحمدی، از برجستهترین فیزیکدانان ذرات بنیادی در ایران، در اثر انفجار بمب جاسازی شده در موتورسیکلت پارک شده در مقابل منزلش ترور شد.
در سال ۱۳۹۰، مصطفی احمدیروشن، دانشمند مسئول غنیسازی اورانیوم، در مسیر بازگشت به خانه، هدف پرتاب بمب دستساز و دستسازهای چسباندهشده به خودرویش قرار گرفت و به شهادت رسید.
شگرد اصلی و پرتکرار تروریستها، نزدیکشدن برقآسا با موتورسیکلت به خودروی هدف، چسباندن بیسروصدای بمب مغناطیسی به بدنه، خروج سریع از صحنه و سپس انفجار مرگبار بود. البته در جریان جنگ ۱۲ روزه، برای مثال فریدون عباسی، در منزل شخصی هدف موشکهای اسرائیلی قرار گرفت.
در برابر دستگاه جاسوسی اسرائیل، طرفِ بهاصطلاح شاهکارتر، سرویس اطلاعاتی و امنیتی خود ایران است! آنها تقریباً در هیچیک از این اتفاقات به نتیجه نرسیدند؛ پروندهها پس از مدتها تحقیق حتی به سرنخ درست و درمانی نرسید و در نهایت هم همهچیز به فراموشی سپرده شد. این ناتوانی، خواسته یا ناخواسته به یک مشوق و سیگنال پنهان تبدیل شد. یعنی افراد بیشتری در داخل ایران به همکاری با این پروژههای ترور ترغیب شدند؛ نه ترسی از دستگیری در کار بود و نه نگرانی از بیپولی، چراکه موساد در پرداخت دستمزدهای کلان، همیشه نقد و سر وقت عمل کرده است.

📌اینجاست که این پرسش برای ما پیش میآید: چرا ایران دانشمندان هستهای خود را در یک نقطه متمرکز و ایزوله نگهداری نمیکند تا تمام امور زندگی، کار و استراحتشان درون پایگاه تحقیقاتی باشد و هیچ فرصتی به اسرائیل نرسد؟
وقتی یک انسان حامل بخشی از حساسترین اسرار یک کشور است، حفاظت از او نمیتواند صرفاً به چند محافظ مسلح و یک خودروی اسکورت خلاصه شود. این شیوه حفاظتی و مدیریتی، دههها پیش توسط سه قدرت بزرگ جهان—چین، آمریکا و روسیه—بهطور گسترده پیاده شد. واقعاً ایران چه فکری میکند؟ حتماً باید ساز خودش را بزند؟
تراژدی بزرگتر آنجاست که ایران برای پیادهسازی این دکترین، حتی مزیتی منحصربهفرد نسبت به چین، آمریکا و شوروی داشته و دارد. آن سه قدرت مجبور بودند با ساعتها استدلال، توجیه و کار فکری طولانی دانشمندانشان را قانع به قرنطینه کنند، در حالی که در ایران، روحیه «تکلیف و ایثار برخواسته از دین»، پذیرش زیست مخفیانه را بسیار هموارتر میکند. با این حال، بهجای ساختن حصار امنیتی محکم بر پایه این آمادگی روحی، نخبگان بیحفاظ در دسترس دشمن رها شدند.
چین، آمریکا و شوروی در مسیر توسعه تسلیحات فوقپیشرفته، همگی دارای مناطقی موسوم به «مناطق ویژه اداری محرمانه» بودند؛ مناطقی که دنیا تازه با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نام شهر ساروف در استان نیژنی نووگورود را شنید، در سال ۲۰۱۳ با اسناد از طبقهبندی خارجشده سیا (CIA) برای نخستینبار وجود اسرارآمیز منطقه ۵۱ آمریکا رسماً تأیید شد، و چین نیز پایگاههای «لوپ نور» در سینکیانگ و میانیانگ در سیچوان را داشت.

↩ آزمایش نخستین بمب اتم چین در سایت آزمایش هستهای لوپ نور در سینکیانگ (۱۶ اکتبر ۱۹۶۴)
این سه ابرقدرت نهتنها مناطق جغرافیایی مشخصی را تحت کنترل و مدیریت متمرکز درآوردند—جایی که دورتادور آن را سیمخاردار کشیده بودند، نظامیان بهطور شبانهروزی نگهبانی میدادند و ورود هر غریبهای به آنجا مطلقاً ممنوع بود—بلکه هویت و اطلاعات دانشمندان را نیز در شدیدترین لایههای حفاظتی و مخفیکاری حبس کردند؛ بهویژه در چین و شوروی، شرط ورود دانشمندان به این پروژهها یک چیز بود: «از این لحظه به بعد، باید هویت و نام خود را برای همیشه دفن کنید.»
در دوران شوروی، مسئول ارشد طراحی موشکهای راهبردی و فوقسری «خانواده SS»، آکادمیسین برجسته و برنده دو مدال قهرمان کار سوسیالیستی، میخائیل کوزمیچ یانگل بود. تمامی این عناوین و مدالهای افتخار به شکلی کاملاً محرمانه به او اعطا شده بود و جهان خارج اصلاً روحش هم خبر نداشت چنین انسانی روی کره زمین زندگی میکند! یانگل دقیقاً در روز تولد ۶۰ سالگیاش درگذشت و هویتش تازه در اکتبر ۱۹۷۱ از طبقهبندی محرمانه خارج شد؛ آن زمان بود که مردم شوروی برای نخستینبار نام او را شنیدند.
📌چین هم یک درس مهم دارد
در سالهایی که چین مشغول ساخت سلاح هستهای بود، این پروژه به خار چشم بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شده بود. آمریکا طرحهایی برای حمله نظامی متعارف به پایگاههای ساخت سلاح هستهای چین آماده کرده بود. حتی پس از وخامت و تیرگی روابط پکن و مسکو، این واشنگتن بود که پیشقدم شد و با شوروی تماس گرفت تا در اقدامی مشترک و دستهجمعی، توان هستهای چین را در نطفه خفه کنند. در کنار آمریکا و شوروی، ژاپن نیز چشم از چین برنمیداشت و از این هراس داشت که چین روزی با سلاح هستهای دست به انتقام بزند.
دانشمندان آن نسل چین بدون استثنا پدر و مادر، همسر و فرزندان خود را ترک کردند و دههها درون پایگاههای ایزوله به پژوهش پرداختند.

در سال ۱۹۵۸، زمانی که مأموریت به دِنگ جیاشیان (邓稼先)، پدر بمب اتم چین، ابلاغ شد، تنها ۵ سال از ازدواجش با همسرش میگذشت و دختر و پسر خردسالش حتی درست راه رفتن را بلد نبودند.
پیش از رفتن، گفت: «باید برای مأموریتی منتقل شوم… جایی که میروم را هرگز نمیتوانم بگویم.»
همسرش هرگز گمان نمیکرد این رفتن، ۲۸ سال تمام به درازا بکشد! شو لوکسی تنها با یک عکس خانوادگی، نزدیک به سه دهه چشمبهراه شوهرش ماند؛ سالهایی که حتی فرزندانشان نمیدانستند پدرشان اصلاً کجای این کره خاکی است.
تا اینکه در سال ۱۹۸۶، دنگ جیاشیان با سرطان پیشرفته و در مراحل پایانی به خانه برگشت و در ۲۹ ژوئیه همان سال از دنیا رفت.
تنها اندکی پیش از درگذشت او بود که کمیسیون نظامی مرکزی چین دستور خروج پرونده او از طبقهبندی محرمانه را صادر کرد. درست در روزهای پایانی عمرش، روزنامه رسمی مردم (人民/ رِنمین) برای نخستینبار نام و تصویر او را منتشر کرد.
تازه در آن لحظه بود که شو لوکسی فهمید شوهرش این همه سال مشغول ساخت سلاح هستهای برای کشور بوده است.

↩ ۱۷ ژوئیه ۱۹۸۶؛ اعطای نشان عالی خدمت ملی به دنگ جیاشیان در بیمارستان
حتی امروز هم دانشمندان تراز اول و نخبه چین تحت همین تدابیر فوقسری و سختگیرانه محافظت میشوند؛ اطلاعات هویتی و کدملی آنها در سیستمهای سراسری رمزگذاری شده و اگر فردی عادی آن را استعلام کند، تنها یک پیام نمایش داده میشود: «چنین فردی وجود ندارد»
حتی پدر و مادر و بستگان نزدیکشان هم نمیدانند آنها کجای دنیا هستند و گاهی کار به جایی میکشد که گمان میکنند دیگر زنده نیستند؛ تنها چند تماس تلفنی کوتاه و کنترلشده در سال اثبات میکند که آنها هنوز نفس میکشند.
اگر پدر یا مادری از دنیا برود، دانشمند تنها تحت اسکورت نظامیان مسلح و در تدابیر شدید امنیتی برای ادای احترام به زادگاهش بازمیگردد؛ در صحنهای کاملاً قرنطینه، تعظیم و ادای احترام میکند و بیدرنگ صحنه را ترک میگوید. حتی اعضای خانواده حق لمس یا در آغوش کشیدن او را ندارند؛ تنها از پشت صف محافظان مسلح، سلامی کوتاه رد و بدل میشود و تمام. پشت سر این قوانین بهظاهر بیرحمانه و سنگدلانه، درسهای خونین تاریخی نهفته است.
وقتی دشمن به دنبال حذف یک پروژه است، مخفی کردن پروژه بدون مخفی کردن مغزهای آن، یک نقص اساسی در معماری امنیتی ایجاد میکند.
با نگاهی به عملیاتهای ترور اسرائیل در سالهای گذشته ، تازه میفهمیم چرا دانشمندان هستهای چین مجبور بودند هویت و نام خود را پنهان کنند. دولت مدالها و افتخارات آنها را زمانی بر سینهشان نصب کرد که موهایشان سپید و خودشان بازنشسته شده بودند. رکورد «صفر ترور» در دانشمندان پروژه هستهای چین، بهای سنگینی بود که دانشمندان با ۲۸ سال محو و ناپدید شدن از روی کره زمین پرداختند.
📌مسئله ایران فقط حفاظت از دانشمند نیست
در تهران موزهای ساختهاند که در آن بقایای خودروهای دانشمندان ترورشده را به نمایش گذاشتهاند؛ اما به نظر میرسد ایرانیها به اندازه کافی از این زخمها درس عبرت نگرفتهاند. آنها اصرار دارند که هر روز سر ساعت از سر کار به خانه برگردند و در کانون گرم خانواده، کنار زن و بچه بنشینند و چای بنوشند.
تجربه چین، شوروی و آمریکا نشان میدهد که قدرتهای بزرگ برای پروژههای فوقمحرمانه فقط از افراد محافظت نمیکردند؛ آنها محیطی میساختند که شناسایی، ردیابی و دسترسی به افراد نیز دشوار باشد.
ایران نیز لزوماً نباید همان مدلهای قدیمی را کپی کند؛ اما باید از اصل آن درس بگیرد: وقتی یک دانشمند بخشی از سرمایه راهبردی کشور است، فقط جان او نیست که باید حفظ شود؛ اطلاعاتی که دشمن را به او میرساند نیز باید در امنترین لایهها قرار بگیرد.
فداکاری دانشمندان ارزشمند است، اما فداکاری نباید جایگزین عقل امنیتی شود. کشوری که دانشمندش را سرمایه ملی میداند، باید از همان ابتدا امنیت را بخشی از طراحی پروژه بداند، نه چیزی که بعداً به آن اضافه شود.
پایان/
منبع: 【伊朗核科学家一夜清零,方知中国的大国智慧,当年做得有多正确】
https://m.toutiao.com/is/iH-PmCbZZhA/













نظر شما